تبليغاتX
نازنینم فروغ

  شانه ها

نازنینم!

تو، آن فرشته ای که با آمدنت به روزگارم رنگ مهر و وفا بخشیدی

دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از

عشق و محبت کردی.

من، که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم گشته ای بودم ناگاه

با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم

تو، با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت

روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی !

در جاده ی زندگی شانه به شانه روانه شدیم به سوی فردا !

به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما. راه دشواری است ، اما حضور محکم و

استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان.

زیبا، اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ...با طنین صدای دلنشینت ،

روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد.

آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی !

نازنیم ! زیباترینم ! نگارم! بهارم! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس 

می گویم

تقدیم به نازنینم فروغ

نوشته شده در سه شنبه 1386/01/28ساعت 11:28 توسط فریاد |

آغوش تو

نازنینم

دنیا را شاد شاد و شادی را دنیا دنیا برایت آرزومندم.

شاد زی عشق من

مهر افزون...

تقدیم به نازنینم فروغ

نوشته شده در یکشنبه 1386/01/26ساعت 17:26 توسط فریاد |

ای شب از رويای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده

ای به روي چشم من گسترده خويش
شاديم بخشنده از اندوه خويش

همچو باراني كه شويد جسم خاك
هستيم زآلودگی ها كرده پاك

اي تپش های تن سوزان من
آتشی در سايه مژگان من

ای زگندم زارها سرشاتر
ای ز زرين شاخه ها پربارتر

با توام ديگر زدردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختيم نيست

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من

پيش از اينت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم

آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته

چون ستاره، با دو بال زرشان
آمده از دور دست آسمان

از تو تنها بيم خاموشی گرفت
پيكرم بوی هم آغوشی گرفت

جوی خشك سينه ام را آب تو
بستر رگهام را سيلاب تو

در جهانی اينچنين سرد و سياه
با قدم هايت قدم هايم به راه

عاشقانه از فروغ فرخزاد تقدیم به نازنینم فروغ

نوشته شده در چهارشنبه 1385/12/16ساعت 12:36 توسط فریاد |

دوستت دارم را
من دلاويزترين شعر جهان يافته ام.
تو هم اي خوب من!
اين نكته به تكرار بگو!
اين دلاويزترين شعر جهان را همه وقت,
نه به يك بار و به ده بار,
به صد بار بگو........
"دوستم داري" را از من بسيار بپرس...
"دوستت دارم" را با من بسيار بگو...
تقدیم به نازنینم فروغ
نوشته شده در سه شنبه 1385/12/15ساعت 13:11 توسط فریاد |

و اكنون عطر عشق است؛

ياراي من براي رسيدن به خوبيهاي نهفته در سرزمين پاك دلهاي دست نخورده؛

پس با بالهاي سبزش، پيكي خواهم شد براي انعكاس روشنايي ها.

 چرا كه، عشق تمامي قدرت من است ... .

با تمام قدرتم دوستت دارم

تقدیم به نازنینم فروغ

نوشته شده در سه شنبه 1385/12/15ساعت 9:35 توسط فریاد |