|
نازنینم! تو، آن فرشته ای که با آمدنت به روزگارم رنگ مهر و وفا بخشیدی دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از عشق و محبت کردی. من، که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم گشته ای بودم ناگاه با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم تو، با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی ! در جاده ی زندگی شانه به شانه روانه شدیم به سوی فردا ! به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما. راه دشواری است ، اما حضور محکم و استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان. زیبا، اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ...با طنین صدای دلنشینت ، روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد. آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی ! نازنیم ! زیباترینم ! نگارم! بهارم! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم تقدیم به نازنینم فروغ |
||
نازنینم دنیا را شاد شاد و شادی را دنیا دنیا برایت آرزومندم. شاد زی عشق من مهر افزون... تقدیم به نازنینم فروغ |
||
|
ای شب از رويای تو رنگين شده سينه از عطر توام سنگين شده ای به روي چشم من گسترده خويش همچو باراني كه شويد جسم خاك اي تپش های تن سوزان من ای زگندم زارها سرشاتر با توام ديگر زدردی بيم نيست ای دو چشمانت چمنزاران من پيش از اينت گر كه در خود داشتم آه، ای با جان من آميخته چون ستاره، با دو بال زرشان از تو تنها بيم خاموشی گرفت جوی خشك سينه ام را آب تو در جهانی اينچنين سرد و سياه عاشقانه از فروغ فرخزاد تقدیم به نازنینم فروغ |
||
|
دوستت دارم را
من دلاويزترين شعر جهان يافته ام. تو هم اي خوب من! اين نكته به تكرار بگو! اين دلاويزترين شعر جهان را همه وقت, نه به يك بار و به ده بار, به صد بار بگو........ "دوستم داري" را از من بسيار بپرس... "دوستت دارم" را با من بسيار بگو... تقدیم به نازنینم فروغ
|
||
|
و اكنون عطر عشق است؛
ياراي من براي رسيدن به خوبيهاي نهفته در سرزمين پاك دلهاي دست نخورده؛ پس با بالهاي سبزش، پيكي خواهم شد براي انعكاس روشنايي ها. چرا كه، عشق تمامي قدرت من است ... . با تمام قدرتم دوستت دارم تقدیم به نازنینم فروغ |
||